تعداد بازدید : 488 - تاریخ خبر : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 - 10:46  
عرفان اجتماعی امام خمینی را باید در ساخت جامعه توحیدی او جست‌وجو کرد

حجت الاسلام رودگر در همایش «حکمت مطهر» گفت: مصداق عرفان اجتماعی امام خمینی (ره) را با وارد کردن توحید در جامعه می‌بینیم

به گزارش روابط عمومی دانشگاه صدا و سیما، پس از برگزاری مراسم افتتاحیه همایش «حکمت مطهر» پنل‌های کارشناسی و ارائه مقالات این همایش برگزار شد. در اولین پنل که با مدیریت دکتر رضوی طوسی برگزار شد، 3 تن از پژوهشگران و اساتید برجسته دانشگاه مقالات خود درباره شهید مطهری را ارائه کردند.
حجت الاسلام محمد جواد رودگر، دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مقاله خود با عنوان «عرفان اجتماعی در منظومه شهید مطهری» را ارائه کرد. او گفت: هدف این مقاله این است که عرفان اجتماعی را از منظر اندیشه‌های شهید مطهری معرفی کند و این موضوع را در سخنان،‌ کتاب‌ها و آثار استاد مطهری بشناسیم. عرفان اجتماعی مجموعه‌ای از اصول عرفان اسلامی است. در حقیقت این‌گونه نیست که بگویم این عرفان جدای از عرفان اسلامی بوده و یا در تناقض با عرفان فردی است. عرفان اجتماعی مولود عرفان فردی است و عرفان نظری نیز تبیین‌کننده و پشتیبان تئوریک و معرفتی عرفان اجتماعی است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که عرفان اجتماعی در عرفان عملی تولید شده و در عرفان نظری تبیین می‌شود.
وی با معرفی مسیرهای چهارگانه سلوک گفت: سیر اول سالک، «من الخلق الی الحق»‌ است. سالک پس از پشت سر گذاشتن این مرحله وجود ربانی پیدا کرده و در سیر دوم که «من الحق الی الحق» است ادامه مسیر می‌دهد. باید دقت داشت که سفر دوم سفری ناپیداکرانه و نامتناهی است و بسیاری از ساکنین در سفر دوم باقی می‌‌مانند و جلوتر نمی‌روند. بعضی‌ها به دلیل مقدمات و ظرفیت‌های بالاتری که دارند این سفر را پشت سر گذاشته و وارد سفر سوم که «من الحق الی الخلق بالحق» است، می‌شوند. در این مسیر، سالک از عالم حق دوباره به سوی خلق برمی‌گردد با این تفاوت که او بعد حقانی پیدا کرده است. در اینجاست که عرفان اجتماعی کلید زده می‌شود.
عرفان اجتماعی امام خمینی را باید در جامعه توحیدی او جست‌وجو کرد
رودگر بیان داشت: به عبارت دیگر، آغاز عرفان اجتماعی با سفر سوم سالک کلید زده می‌شود. شاید بتوان گفت که خدمت حین سکوت که از ویژگی‌های سفر سوم سالک است، نمونه بارزی از عرفان اجتماعی است. سفر چهارم هم «سیر فی الخلق الی الخلق بالحق» است که اوج این مرحله را در ائمه و اولیای الهی و مرتبه پایین‌ترش را در عارفان کامل می‌بینیم. یکی از نکات مهمی که باید بدان اشاره کنم این است که غایت بینشی عرفان اجتماعی، معرفت الهی است. یکی از نمونه‌ها و مثال‌های بارز این موضوع در بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی دیده می‌شود. می‌بینید که وقتی خرمشهر آزادشده است، امام خمینی به یک جمله در وصف آن بسنده می‌کند و آن هم این است که «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» یا در حصر آبادان این‌چنین مثال می‌زنند. این موضوع یعنی آوردن توحید در جامعه و نمایش آن در حدی اعلا.
علی اصغر خندان، دانشیار دانشگاه امام صادق علیه السلام به عنوان دومین پژوهشگر این پنل، مقاله خود با عنوان «مبانی اصول و روش استاد مطهری در استخراج علوم انسانی قرآن بنیان» را ارائه کرد. او در مقدمه صحبت‌های خود گفت: در اندیشه‌ها و روش مطالعه استاد مطهری در حوزه علوم انسانی و به ویژه علوم انسانی قرآن بنیان، روش‌ها و اصولی دیده می‌شود که ویژه خود ایشان است. قبل از هر چیز باید اشاره کنم که روش کلی و شیوه پژوهش ایشان مبتنی بر اصول جهان‌بینی و ایدئولوژی اسلامی است.
وی ضمن معرفی مبانی شهید مطهری در شناخت قرآن گفت: منظور بنده از مبانی، گزاره‌های توصیفی شهید مطهری درباره معارف قرآن کریم است که می‌توان آنها را در موارد زیر دسته‌بندی کرد:
1- قرآن انشای پیامبر نیست و ماحصل وحی الهی به اوست.
2- قرآن معجزه است.
3- قرآن شناختنی است. به عبارت عامیانه‌تر قرآن کریم فقط برای خواندن و ثواب بردن نیست بلکه دارای اصول مهم معرفتی است.
4- گفتمان ایدئولوژیک و جهان‌بینی اسلام در قرآن کریم بیان شده است.
5- زبان قرآن هم استدلالی (مبتنی بر عقل) و هم احساسی (مبتنی بر احساس) است.
6-در آن حقایق به صورت بنادین بیان شده است.
7- قرآن برای هدایت همه مردم جهان است.
8- از نظر قرآن، عقل حجت است.
این پژوهشگر ضمن معرفی اصول مطرح شده از سوی شهید مطهری گفت: شهید مطهری در استخراج علوم انسانی قرآن بنیان دارای اصولی است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد:
1- ممنوعیت تفسیر به رای
2- جواز تفسیر و تدبر در قرآن
3- ضرورت کسب شرایط و مقدمات آشنایی با قرآن
4-ضرورت توجه به روح معنا برای فهم الفاظ قرآن
ارائه‌کننده پایانی در این پنل، صدیقه بصیر جعفری و هادی ابراهیمی بودند که مقاله‌ خود با عنوان «انقلاب اسلامی ایران و آینده امت اسلام» را ارائه کردند.
عوامل تداوم و انحطاط انقلاب اسلامی در منظر شهید مطهری
بصیر جعفری گفت: شهید مطهری به عنوان چهره تاثیرگذار انقلاب اسلامی به بررسی تداوم و انحطاط انقلاب اسلامی پرداخته است. ایشان تاکید دارند که انحطاط انقلاب اسلامی به آینده امت اسلام پیوند خورده است و هرگونه سهل انگاری در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی می‌تواند صدمه‌های زیادی را بر پیکر اسلام وارد کند. از این نظر حفاظت و صیانت از انقلاب اسلامی بسیار مهم وحیاتی است.
وی اضافه کرد: در این پژوهش عوامل تداوم و انحطاط انقلاب اسلامی را با روش کتابخانه‌ای تحلیلی از منظر شهید مطهری بررسی کرده‌ایم. شهید مطهری منظور از تداوم انقلاب را حفظ آن با تمام مولفه‌هایش می‌داند و از سوی دیگر، لازمه احیای تمدن نوین اسلامی را تعالی انقلاب اسلامی می‌داند. در نقطه مقابل، ایشان انحطاط را توقف و رشد تعالی انقلاب می‌دانند. ایشان در کتاب «انسان و سرنوشت» به طبقه‌بندی عوامل انحطاط انقلاب اسلامی پرداخته و معتقد است که پیوند میان اسلام راستین و انقلاب اسلامی برقرار شده است.
این پژوهشگر ضمن معرفی عوامل تداوم و انحطاط انقلاب اسلامی در منظر شهید مطهری گفت: این عوامل را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد:
1-عدالت 2- احیای تفکر دینی 3- تاکید بر اجتهاد پویا 4- اصلاح نگرش جامعه 5- گذاشتن افراد صالح و شایسته برای اجرای امور حکومت 6- احترام به آزادی معقول
هم‌چنین عوامل انحطاط انقلاب اسلامی در منظر شهید مطهری بدین گونه بوده است:
1- نفوذ عناصر فرصت طلب 2- تجددگرایی افراطی 3- تحجر 4- استحاله شدن ماهیت انقلاب اسلامی 5- تغییر معنا 6- نفوذ اندیشه‌های بیگانه

امتیاز شما